به یاد برادر از دست رفته ام منصور
ای کاش در قیامتی بار دگر میدیدمش تا او چه گنه کند و من کشم قرامتش
زندگي دفتری ازخاطرهاست ... يک نفر در دل شب ، يک نفر در دل خاک ... يک نفر همدم خوشبختي هاست ، يک نفر همسفر سختي هاست ، چشم تا باز کنيم عمرمان مي گذرد... ما همه همسفريم امروز خیلی دلم می خواد از تو بگم... امروز بد جوری حضور دستای مهربونت رو روی شونه هام کم دارم..... امروز هوای گریه دارم... دلم خیلی برات تنگ شده.... خیلی به بودنت نیاز دارم...... دلم میخواد کنارم باشی...... میخوام که باشی..... می خوام سرمو بذارم رو شونه ت.... می خوام تمام دلتنگی هامو تو بغلت گریه کنم... کاش می دونستی تو دلم چه خبره... کاش بودی...... اما نه.... بذار داغ نبودنت همچنان به دلم بمونه.... تا قدرتو بیشتر بدونم... واااااااااای... اگه بیای و دوباره بری... از من چی میمونه....؟؟؟ نمیدونم توخیالت هنوزم این منو داری pooyan dada u ham ke bi khodahafezi rafty آخرین لبخند زیبایت به رویم یاد باد یاد آن دلواپسی های قشنگت یاد باد آن تواضع آن وقارت با کلامت یاد باد خاطر آن غصه ها و قصه هایت یاد باد تو یادگار من بودی افسوس که نیستی توپیشم اینو بهت گفته بودم نباشی دیوونه میشم زود رفتی گلم رفتی داغت موند رو دلم حیف بودی گلم رفتی دردامو به کی بگم سلام عشق در خاک خفته من نمی خواهم ازغم و نا امیدی بگویم ولی شادیهایم رابه همراه خود دلم گرفته، ای دوست! هوایِ گریه با من، گر از قفس گریزم، كجا رَوَم، كجا، من؟ كجا رَوَم؟ كه راهی به گلشنی ندانم كه دیده بَرگشودم به كنجِ تنگنا، من نه بَسته ام به كس دل، نه بسته كس به من نیز چو تخته پاره بَر موج، رَها، رَها، رَها، من زِِ من هَر آن كه او دور، چو دل به سینه نزدیك، به من هَر آن كه نزدیك، ازو جدا، جدا، من! نه چشمِ دل به سوئی، نه باده در سبوئی كه تر كنم گلوئی به یادِ آشنا، من. زِ بودنم چه اَفزود؟ نبودنم چه كاهد؟ كه گویدم به پاسخ كه زنده ام چرا من؟ ستاره ها نهفتم در آسمانِ اَبری ... دلم گرفته، ای دوست! هوای گریه با من ... یاران رفیق و همنفس و یار من کجاست من بیخودانه سینه بسی کنده ام زدرد دارم تنی به صورت طاووس داغ داغ بگداختم چنانکه نشستم به روز شمع بی یار و بی کسم چه کنم چیست فکر من بیمار بود آنکه غمش ساخت بیخودم با خواب نور دیده به سیلاب گریه رفت دل زار شد ز نوحه من نامراد را روز خزان نهاد گلستان عمر من یاری نماند و کار من از دست می رود مگذاريد كه بي ياده بمانم گاهي مگذاريد كه از سينه برارم آهي تاكه جان دارم وازسينه درايد نفسم مگذاريد كه بي باده درايد نفسم همه جا هرشب وهر روز ثمرابيم بدهيد آخرين لحظه ي عمرم مِيِ نابم بدهيد هر كه پرسيد كه مرده است جوابش بكنيد همه را مست و خراب از مِيِ نابش بكنيد هر كه شبون بكند از دوروبرم دور كنيد همه را مست و خراب از مِيِ انگور كنيد مرد غسال مرا سيرو صفايي بدهيد مست مست از همه جا حال خرابي بدهيد بعد غسلم وسط سينه ي من چاك كنيد اندرون دل من يك قلم تاك كنيد بگذاريد مرا داخل يك تابوتي تخته هايش همه از چوب رز و ياقوتي مگذاريد بيايد به نمازم واعظ پير ميخانه بخواند غزلي از حافظ جاي تلقين بالاي سرم دف بزنيد شاهدي رقص كند جمله شما كف بزنيد روي قبرم بنويسيد وفادار برفت آن جگرسوخته خسته از اين دار برفت.
هنگامي كه تابوتم بر دوش آشنايان رهسپار خانه جاويد ميشود تو هم اي آشنا سنگ دل از خانه بيرون آي و بگو رفتي برو *منزل مبارك* دوست دارم در كنار يار خود تنها بميرم سر نهم بر دامنش مانند يك شيدا بميرم اشكها آهسته ميلغزد بر رخسار زردم دوست دارم روم جايي كه ديگر بر نگردم..**
داداش منصور دلم هواتو کرده میخوام بیام پیشت.... داخ چینه تو فره سنگینه
سنگین تر له برزی بیستونه وقته ولام چید جور بیگانه و داخ دیورید منصور گیان بیومه دیوانه
دلم تنگ است
اون که یه وقتی تنها کسم بود **** تنها پناه دل بی کسم بود تنهام گذاشت و رفت از کنارم **** از درد دوریش من بی قرارم خیال میکردم پیشم میمونه **** ترانه عشق واسم میخونه با اینکه رفته اما هنوزم **** از درد دوریش دارم میسوزم فکر و خیالش همش باهامه **** هر جا که میرم جلو چشامه تا هست کسی از او نمی گیرد دست ******** انگار نه انگار که مرگی هم هست ********
******** چون رفت ، برای مرده اش می میرند ******* نفرین به چنین جماعت مرده پرست!! به دشت پر ملال ما پرنده پر نمیزند دل خراب من دگر خراب تر نمیشود که خنجر غمت منصور از این خرابتر نمیزند رفتی حالا به کی بگم خیلی دلم تنگ برات میخوام یه بار ببینمت سر بزارم روشونه هات دوست داشتم با گلهای سرخ می یومدم به دیدنت نه اینکه با رخت سیاه چشم خیس ببینمت گل پرپر میکنم سر مزارت تا ابد بارونی چشم های یارت رفتی افسوس گل من تو در دل خاک از تو یادگاری چشم های نمناک پاییزه غریب بی رحم اون همه برگ مگه کم بود؟! گل من رو چرا چیدی ..؟! گل من دنیای من بوود گل مو ازم گرفتی تک تنهام زیره بارون حالا که نیستی کنارم میزارم سر به بیابون هنوزم بارون میباره تو میای انگار کنارم خودتم بهتر میدونی مثل بارون میبارم پاییزه غریب بی رحم.. اون همه برگ مگه کم بود گل من رو چرا چیدی ...؟! گل من دنیای من بوود........؟؟!! و هنوزم سرگرم شمردن فاصله هام خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام خداحافظ کمی غمگین به یاد اون همه تردید به یاد آسمونی که منو از چشم تو میدید اگه گفتم خداحافظ نه اینکه رفتنت سادست نه اینکه میشه باور کرد دوباره آخره جادست خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رویاها بدونی که با تو و بی تو همینه رسمه دنیا

![]()
![]()
یاکه پیداکردی یاری سرروشونه هاش میذاری
الهی هرجاکه هستی خنده رولبت بشینه
قلب پاک ومهربونت رنگ غصه رونبینه
نازنین اینجا یکی هست که دیوونه چشاته
نمیری ازخاطراون اون همیشه چشم براته
اگه حرفاشونگفته ترسش اززخم زبونه
میدونه دوسش نداری امامنتظرمیمونه
ارزوی با توبودن واسه اون دیگه محاله
لمس دستای توحتی واسه اون خواب و خیاله

![]()

![]()
سلام آرزوهای بر باد رفته من
سلام گل زیبای پرپر شده من
عزیزم نمیدونم چرا انقدر بی روحیه و ضعف را در خود حس میکنم
با از دست دادن تو دیگر هیچ شور نشاطی در خود حس نمی کنم
. از همه دور شده ام به کشوری سردو تاریک دیگر آمده ام
ولی نزدیک تو هستم در منزلی تنهای تنها گذر زمان را میگذرانم.
دیگر حوصله آن روزها را ندارم .هر روز سفید شدن موهای خود را
در میان سیاهی موهای خود حس میکنم.گونه هایم اشک را به
سادگی و تنهابا خاطراتی از تو دشت میکنددل به هوای تو هر روز
مرا به مزرات می کشاند و با آرام گرفتن او به خلوت تنهایی خود
میروم..................................................عشق من تو در خاک
خفته ای و من فراموش میگردم.چه بد روزگاریست .حرفهای دل
را گاهی در کنار مزارت نمی توانم بگویم شاید آنقدر در غم فرو
میروم که نای صحبت ندارم از ذهن من بخوان در آنجا همه درد و
دلهای گفتنی را می توانی بشنوی. از زبان بزرگان شنیده بودم
الهی هیچ وقت چراغ خانه ای خاموش نشودو حال با تمام وجود
معنی آن را حس میکنم .دیگر هیچ کس در انتظار من نیست.
بردی دیگر دل جز غم مهمانی ندارد.دیگر به خوابم نمی آیی نا امید
نیستم ولی از روزگار بسیارگله دارم.میخواهم باروزگار بجنگم دعایم
کن با رفتن تو ضربه سنگینی به روح و روانم وارد شد شادابی را از
من گرفت خند هایم مصنوعی گردید دلم را شکست ولی اگر خدا
بخواهد میخواهم روزگار را وفق مراد خود بسازم و با این روحیه ای
که من دارم کاریست بس دشوار ازهمه دورگشتم مادرم بی تابی
می کندپدرشکسته شده فرزندانش همه دور شده اندعاقبت چشم
روزگارخانواده ما راهم از پا در آورد همسفر مهتاب من چرا عشق با من چنین کرد و چراهای دیگر که
همه رادر یک جمله جواب میدهندقسمت و تقدیر تو این بوده صبور باش راضی ام به رضای پروردگارم
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()

بجاي دسته گلي که فردا در قبرم نثار مي کني امروز با شاخه گلي کوچک يادم کن به جاي سيل اشکي که فردا بر مزارم مي ريزي امروز با تبسمي شادم کن به جاي متن هاي تسليت که فردا برايم مي نويسي امروز با يک پيغام کوچک خوشحالم کن من امروز به تو نياز دارم نه فردا.

















دل بکن از من و عشقم
بذار دستامون جدا شن
سهم من شبای تاریک
سهم تو فردایی روشن
مجبورم نکن بگم که
به تو هیچ حسی ندارم
آخه این دروغه اما
دیگه چاره ای ندارم
تو بدون تا آخر عمر
از دلم نمیری هرگز
نمیخواد که سخت بگیری
خیلی ساده خداحافظ منصورم

![]()
مردم ز غم برادر غمخوار من کجاست
گویید مرهم دل افکار من کجاست
توتی زبان نادره گفتار من کجاست
آتش نشان آه شررباز من کجاست
آنکس که بود یار وفادار من کجاست
آگاهیم دهید که بیمار من کجاست
آن نوربخش دیده بیدار من کجاست
ای همدمان مراد دل زار من کجاست
آن گل که بود رونق گلزار من کجاست
آن یار را که بود غم کار من کجاست
در خاک رفت گنج مرادی که داشتیم
ما را نماند خاطر شادی که داشتیم![]()

![]()
![]()

![]()

نمی دانم ز تنهایی پناه ارم کدامین سو
پریشان حالم و بی تاب می گریم وقلبم بی امان محتاج مهر توست
نمی دانم چه غمگین رهسپار لحظه های بی قرارم من
به دنبال تو همچون کودکی هستم و معصومانه می جویم پناه
شانه هایت را
که شاید اندکی ارام گیرد دل
دلم تنگ است و تنهایی به لب می اورد جانم
بیا تا با تو گویم
ازهیاهوی غریب دل که بی پروا تلنگر می زند بر من و می گوید
به من نزدیک نزدیکی...
دنبال تو می گردم به سویت پیش می ایم
چه شیرین است پر از احساس یک خوشبختی نابم...
پر از امید سبز خوب دیدارم
و می خواهم که نامت را به لوح سینه بنگارم...
و نجوایی کنم دردل و می گویم تا ابد ![]()

![]()
![]()
![]()

![]()

![]()
![]()
و حتی در این تاریکی شبهام باز هم به تو می اندیشم![]()
![]()

![]()
![]()




![]()
| Design By : RoozGozar.com |








